خانه » دانلود 96 » داستان کوتاه از نماز اول وقت

تبیلغات

داستان کوتاه از نماز اول وقت

داستان کوتاه از نماز اول وقت

در این مطلب از سایت جدید نیوز در مورد مطلب

داستان کوتاه از نماز اول وقت

wAAACwAAAAAAQABAEACAkQBADs= - داستان کوتاه از نماز اول وقت

اهمیت نماز اول وقت تا آنجا است که همه معصومین (علیهم السلام) به آن سفارش کرده اند و در این روایات مختلف، مسلمانان را به نماز اول وقت دعوت کرده اند. جدید نیوز در این این مقاله چند داستان کوتاه از نماز اول وقت را بخاطر شما عزیزان منتشر می کند.

داستان کوتاه از نماز اول وقت : یک کلید بخاطر ۳ قفل!

حضرت حجه الاسلام و المسلمین هاشمی نژاد می فرمودند:

یک پیرمرد مسنّی  ماه مبارک رمضان « مسجد لاله زار» می آمد خیلی آدم موفقی بود همیشه قبل از اذان توی مسجد بود.

به او گفتم حاج آقا شما خیلی موفّق هستید من هر روز که مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید.

 گفت: نه آقا من هر چه دارم از نماز اول وقت دارم. بعد گفت: من در این نوجوانی به مشهد رفتم.

مرحوم « حاج شیخ حسن علی نخودکی» باغچه ای در این  نجودک داشت به آنجا رفتم و ایشان را پیدا کردم و به ایشان گفتم: من سه حاجت مهم دارم دلم می خواهد هر سه تا را خدا توی جوانی به من بدهد. یک چیزی یادم بدهید.

فرمودند: چی می خواهی؟

گفتم: یکی دلم می خواهد در این جوانی به حج مشرّف شوم. چون حج در این جوانی یک لذّت دیگری دارد.

 فرمودند: نماز اوّل وقت به جماعت بخوان.

 گفتم: دوّمین حاجتم این است که دلم می خواهد یک همسر خوب خدا به من عنایت کند.

فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.

 سوم اینکه خدا یک کسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.

 این عملی را که ایشان فرمودند من شروع کردم و توی فاصله ی سه سال هم به حج مشرّف شدم هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم کسب با آبرو به من عنایت کرد

داستان کوتاه از نماز اول وقت : فرمانده ای که در این حج هم فرمانده بود

مادر شهیدان مهدی و مجید زین الدین می گوید:

دو نفر از علما پس از شهادت بچه‏ها رفتند خانه خدا و قرار گذاشتند هر کدام بخاطر مهدی و مجید طوافی انجام بدهند.

 کسی که به نام آقا مهدی طواف را شروع می‏کند، بعد از اتمام می‏آیند می‏نشینند، یک زمان خستگی رفع کنند، تکیه داده بودند و خانه خدا را تماشا می‏کردند .

 در این عالم خواب بیداری، می‏بینند آقا مهدی روبرروی خانه ایستاده، لباس احرام به تن، خیلی زیبا، عدّه‌ای هم به دنبالش بودند.

می‏گویند: آقا مهدی شما که شهید شده بودی چه طور آمدی اینجا؟

گفته بود: «به خاطر آن نمازهای اوّل وقت که خوانده‌ام در این این جا فرماندهی این ها را به من واگذار کرده‌اند.»

داستان کوتاه از نماز اول وقت : دستورالعملی که کاسب را متحول کرد

یکی از بازاریان  که از شاگردان مرحوم شاه آبادی[استاد اخلاق و عرفان امام خمینی] بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در این یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

“چرا افرادی که در این اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در این جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند :آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم”

همین فرد می گوید:

بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.

سه دستور ایشان چنین بود:

  1. مقید باشید نماز را در این اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.
  2. در این کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا” اقل منفعتی را که می توانید، همان را در این نظر بگیرید . در این معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در این نظرتان باشد.
  3.  از نظر خمس ، گر چه می توانید بخاطر ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در این بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در این نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در این قرائت نیستند ولی در این سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در این حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در این نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در این اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در این اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.

 


برگرفته:asemooni.com
گرداوری :جدید نیوز

داستان کوتاه از نماز اول وقت

برچسب ها : , , , , ,
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز