خانه » آرشیو برچسب: داعش

تبیلغات

بایگانی برچسب ها: داعش

کشته شدن خواننده رپ انگلیسی سالی جونز معروف به بیوه سفید داعش + عکس

کشته شدن خواننده رپ انگلیسی سالی جونز معروف به بیوه سفید داعش + عکس

www.angoshnama.ir bive sefid - کشته شدن خواننده رپ انگلیسی سالی جونز معروف به بیوه سفید داعش + عکس

کشته شدن خواننده رپ انگلیسی سالی جونز معروف به بیوه سفید داعش + عکس

بیوه سفید داعش

کشته شدن خواننده رپ انگلیسی سالی جونز معروف به بیوه سفید داعش سالی جونز که یک خواننده رپ انگلیسی ساکن جنوب این کشور بود، سال ۲۰۱۳ به همراه “جوجو” پسر ۱۲ ساله اش انگلیس را ترک کرد و پس از مدتی در این سوریه به گروه تروریستی داعش پیوست.
او در این تمام این مدت یکی از نیروهای فعال داعش بود که توانست به تدریج به رده های بالای این تشکیلات تروریستی برسد و نقشی تعیین کننده در این جذب نیروهای خارجی به ویژه انگلیسی زبانان بخاطر پیوستن به داعش ایفا می کرد. به دلیل نقش موثر او در این هدایت حملات تروریستی در این غرب و نیز جذب نیرو سازمان های اطلاعاتی غربی بارها تلاش کرده بودند او را از پای درآورند.
بنابر اعلام مسوولان امنیتی انگلیس سالی جونز به همراه پسرش در این حالی که تلاش داشتند از رقه بگریزند، توسط یک پهباد هدف قرار گرفتند و از پای درآمدند.
شهر رقه که زمانی پایتخت خلافت خودخوانده داعش بود و اکنون کمتر از ۵ کیلومتر مربع از آن در این دست این گروه تروریستی باقی مانده، به طور کامل در این محاصره نیروهای کرد سوری است که از جانب آمریکا حمایت می شوند.
سالی جونز در این سال ۲۰۱۵ نیز همسر خود “جنید حسین” را در این حمله یک پهباد آمریکایی از دست داد. جنید نیز که یک انگلیسی بود، یکی از مسوولان ارشد داعش محسوب می شد که اغلب همراه جلاد انگلیسی این گروه دیده می شد.
جنید به همراه سالی جونز یک فعالیت گسترده اینترنتی را به ویژه از سال ۲۰۱۵ بخاطر جذب نیروهای خارجی به داعش و نیز ترغیب طرفداران این گروه در این کشورهای غربی بخاطر انجام حملات تروریستی، رهبری می کردند که پس از کشته شدن جنید این مسوولیت را جونز ادامه داد.

برچسب ها : بیوه سفید داعش , خواننده رپ داعشی , فیلم کشته شدن بیوه سفید داعش , کشته شدن بیوه سفد داعش , کشته شدن بیوه سفید داعش , مرگ سالی جونز

گرداوری شده : جدید نیوز

عاقبت دختر آلمانی داعش + عکس

حیدر العبادی، نخست وزیر عراق اعلام کرد حکم اعدام «لیندا وینزیل» نوجوان دختر آلمانی که در این شهر موصل بازداشت شد، اجرا خواهد شد.

به گزارش جدید نیوز ، حیدر العبادی، نخست وزیر عراق اعلام کرد حکم اعدام «لیندا وینزیل» نوجوان دختر آلمانی که در این شهر موصل بازداشت شد، اجرا خواهد شد.

لیندا وینزیل یک نوجوان آلمانی است که در این تابستان ۲۰۱۶ از مدرسه فرار کرده و خود را به عراق می‌رساند تا به داعش بپیوندد. او تنها چندی قبل از فرار، مسلمان شده بود.

برخی کشورهای غربی با فشار بر بغداد، خواهان عدم اجرای حکم وی بودند و بهانه‌هایی مانند سن زیر ۱۸ سال را مطرح می‌کردند؛ اما حیدر العبادی اعلام کرد تنها دادگاه جزایی عراق است که این صلاحیت را دارد که در این مورد اعضای سابق داعش حکم قضائی صادر کند.

در این خلال عملیات آزادسازی موصل، نیروهای عراق حدود ۲۰ نوجوان و زن از کشورهای مختلف جهان را بازداشت کردند که لیندا وینزیل با ۱۶ سال سن، یکی از افراد بود. دولت آلمان خواستار تحقیق در این پرونده وی شده است.

Dokhtar 4 - عاقبت دختر آلمانی داعش + عکس

منبع: اعلام الحربی

 

آخر نوشته/*

733 650 - عاقبت دختر آلمانی داعش + عکس
733 650 02 - عاقبت دختر آلمانی داعش + عکس


گرداوری :جدید نیوز

عروس های فراری داعش لب به سخن گشودن + عکس

«نور الهدا» زنی لبنانی و مادر ۴ کودک است که همسران داعشی خود را از دست داده و سعی در این بازگشت به کشورش دارد.

به گزارش جدید نیوز ،  در این پی تشدید درگیری ها در این برخی از مناطق سوریه، خانواده های تروریست Terrorist های داعش ISIS سعی در این فرار Escape از مناطق جنگی دارند. برخی خود را تسلیم نیروهای ارتش سوریه کرده و قصد بازگشت به کشورهایشان را دارند. همسران داعشی آنها یا کشته شده اند و یا به وسیله نیروهای سوری بازداشت شده اند. حدود ۱۶عروس داعشی به همراه ۳۲ کودک که بیشتر آنها خردسال هستند، در این راهروهای کثیف و خفه اردوگاه «عین عیسی» در این انتظار بازگشت به کشورهای خود هستند.
در این میان آنها عروس های داعش خارجی از ترکیه، اندونزی و هلند نیز مشاهده می شود. همه آنها داستان مشابهی دارند؛ زندگی تحت خلافت داعش موقعیتی نبود که انتظار آن را داشتند. آنها مدعی هستند که شوهرانشان بخاطر فرار به سوریه فریب خورده اند و یا خودشان فریفته قدرت و منزلت پوشالی مردان داعشی بودند.
«نور الهدا» زنی لبنانی و مادر ۴ کودک است که همسران داعشی خود را از دست داده و سعی در این بازگشت به کشورش دارد.
او در این حالی که گوشه اتاقی کثیف نشسته و پسر ۵ ساله اش را از آزار دادن یک مرغ باز می دارد، به خبرنگار می گوید: دو روز دیگر به خانه می رویم؛ خوشحال هستم. شاید مرغ را بخاطر جشن بازگشت سر ببریم.
«فاطیما»، دوست او که یک سوری با چشمانی زیبا است، پس مرتب کردن پوشیه خود می گوید: بیایید آن را به سبک داعش سر ببریم.
«نور» که فرزند پنجمش را در این شکم دارد، در این واکنش به پیشنهاد فاطیما به شدت می خندد. او در این حال حاضر، ۲۰ سال دارد. پس از آنکه در این ۱۴ سالگی ازدواج کرد به همراه همسرش به رقه می آید و زندگی در این رقه را تحت خلافت داعش آغاز می کند. با توجه به زندگی که داشته، ظاهر او بسیار بیشتر از سن واقعیش است و شادابی جوانی او به دنبال تجربیات سخت در این زندگی کاملا تحلیل رفته است.
او می گوید: وقتی به رقه آمدم فقط ۱۷ سال داشتم. خیلی جوان بودم و از چیزی سر درنمی آوردم. من به اصرار همسر اینجا آمدم ولی او در این سال ۲۰۱۵ کشته شد. اطرافیان به من می گفتند درباره مرگ او ناراحت نباشم.
وی ادامه داد: در این حالی که خیلی دلشکسته بودم بخاطر دومین بار با مردی تونسی از اعضای داعش ازدواج کردم. او نیز در این دفاع از خلافت داعش کشته شد. او مرده است و مهم این است که من به خانه خودم باز می گردم.
او در این پایان اظهاراتش در این حالی که نفسی عمیق کشید، گفت: شما را در این بیروت می بینم. خیلی خوشحالم که می توانم به تماشای برنامه های تلویزیونی بنشینم. واقعا آرزوی دیدار با پدر و برادرانم را دارم.
مسئول اردوگاهی که نور در این آن اقامت دارد، روز پنجشنبه اعلام کرد نور و فرزندانش به زودی به پدرش در این لبنان ملحق می شود. او قرار است سرپرستی دختر و نوه هایش را بر عهده بگیرد.

Daeshi 3 - عروس های فراری داعش لب به سخن گشودن + عکس

رکنا

آخر نوشته/*

733 650 - عروس های فراری داعش لب به سخن گشودن + عکس
733 650 02 - عروس های فراری داعش لب به سخن گشودن + عکس


گرداوری :جدید نیوز

اعدام جوان سوری توسط داعش با ضد هوایی! + فیلم ۱۸+

یک شهروند سوری به اتهام جاسوسی بخاطر دولت سوریه با ضد هوایی توسط تروریست های داعش اعدام شد.

به گزارش جدید نیوز ، بر اساس آخرین گزارش ها از تحولات منطقه، چیز زیادی به پایان عمر  داعش در این سوریه باقی نمانده و شکست های پی در این پی موجب شده تا دایره حکمرانی تروریست ها در این این کشور روز به روز کوچکتر شود، از آخرین ضرباتی که این گروه متحمل شده است  نیز می توان به شلیک هفت فروند موشک به طرف مراکز فرماندهی و انبارهای سلاح داعش نزدیک دیرالزور سوریه توسط دو فروند زیردریایی روسیه اشاره کرد.

با این وجود که هر روز از وسعت قلمرو تحت تصرف تروریست ها کاسته می شود، اما کم و بیش اخباری مبنی بر تلاش های آنها بخاطر انجام جنایات هولناک تر به گوش می رسد.

به تازگی ویدیوی توسط داعش در این خبرگزاری  این گروه منتشر شده است که خبر از اعدام یک جوان سوری به اتهام جاسوسی علیه گروه داعش بخاطر دولت سوریه می دهد.

تروریست ها سر این جوان را با ضد هوایی مورد هدف قرار دادند و فیلم آن را در این خبرگزاری خود منتشر کردند.

اتاق خبر ۲۴

آخر نوشته/*

733 650 - اعدام جوان سوری توسط داعش با ضد هوایی! + فیلم ۱۸+
733 650 02 - اعدام جوان سوری توسط داعش با ضد هوایی! + فیلم ۱۸+


گرداوری :جدید نیوز

پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش

حاج قاسم وقتی خبر شهادت مرتضی را شنید تا صبح نخوابید. بعد از آن هم پیام دادند که ای کاش من شهید می‌شدم. مرتضی می‌ماند. مرتضی آینده سپاه بود،. ما تا ۲۰ سال دیگر همچون حسین قمی را نمی توانیم تربیت کنیم…

به گزارش جدید نیوز ،  تا بوده همین بوده ؛ حماسه، مرد میدان می‌خواهد ، یک فرمانده و چند نیروی مخلصِ عاشق و کرور کرور دشمن. حماسه، میدان نبرد می‌خواهد جایی در این نزدیکی مرز عراق و سوریه، منطقه التنف؛ زمان می‌خواهد، زمانی به وقت دوشنبه ۱۶ مرداد، همان نیمه شبِ حمله داعش به مقر نیروهای ایرانی. حماسه یک فرمانده کاربلد می‌خواهد ، کسی که اگر نبود، حکایت اسارت و سر بریده و عاشقی ، سرنوشت یازده رزمنده ایرانی دیگر حاضر در این این مبارزه هم می‌شد؛ سرنوشتی درست شبیه سرنوشت شهید محسن حججی که یکی از نیروهای این فرمانده بود.

روایت حماسه امروز، روایت فرمانده شهیدی است که هنوز اسمش بخاطر خیلی‌ها غریب است؛ شیرمرد سامرا و حلب که در این عراق و سوریه خیلی‌ها می‌شناسندش. فرمانده‌ای که در این میدان نبرد حاج حسین قمی است و در این خانه بین دوستان و آشنایان مرتضی حسین پور شلمانی؛ جوانی دهه شصتی اهل شهرستان لنگرود. فرمانده‌ای که سردار سلیمانی بعد از شنیدن خبر شهادتش تا صبح نخوابید و گفت:« ای کاش من شهید می‌شدم. مرتضی می‌ماند.»

با محمد حسین پور پدر این فرمانده شهید، چهل روز بعد از شهادتش به گفتگو می‌نشینیم؛ آن هم درحالی که صفحات تقویم به سی ام شهریور ماه نزدیک می‌شوند. به سی و دومین سالگرد تولد شهید مدافع حرمی که ۵ ماه قبل از تولد تنها فرزندش آسمانی شده، بالهایش را باز کرده و از زمین و زمینی ها دل کنده و پرگشوده سمت آسمان.

آقای حسین پور مرتضی فرزند چندم شما بود؟

فرزند اول و تنها فرزند پسر. بجز مرتضی من سه تا دختر دارم. پسرم سی ام شهریور ۱۳۶۴ به دنیا آمد و شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ به درجه رفیع شهادت نائل شد.

مرتضی چطور مدافع حرم شد؟

این تصمیم داستان درازی دارد، در این کل مرتضی بواسطه اینکه من خودم سپاهی هستم با فضای سپاه و فعالیت هایش آشنا بود. اما در این مرحله ای از زندگی اش به حدی از شناخت رسید که تصمیم بگیرد و انتخاب کند که وارد سپاه بشود. با اینکه در این دانشگاه در این رشته مهندسی الکترونیک قبول شده بود اما مسیر زندگی اش را عوض کرد و از من و مادرش اجازه گرفت که جذب سپاه بشود. مثل بقیه در این دوره های دانشکده افسری شرکت کرد، با بهترین نمره ها قبول شد ،در این مصاحبه هم پذیرفته شد و با علم و آگاهی لباس نظام را پوشید.

636411022163928725 - پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش

چه سالی بود؟

تقریبا ۱۳ سال پیش.مرتضی ورودی سال۸۳ دانشکده امام علی (ع) سپاه بود که به دانشگاه امام حسین (ع) وابسته است و چون من خودم هم در این این دانشکده مشغولم در این دوره ای شد دانشجوی خود ما.

چطور دانشجویی بود؟ هیچوقت در این این دوران دانشجویی متوجه شدید که خصوصیات متفاوت تری نسبت به دیگران دارد؟

بله. من همیشه او را رصد می‌کردم. می‌دیدم که در این بحث علوم نظامی ، مسائل فرهنگی ، اخلاقی و حتی آموزش های خارج از اینها مثل زبان عربی و .. مرتضی چقدر مسلط است. مرتضی عربی را به تمام لهجه های سوری لبنانی، عراقی و .. صحبت می‌کرد ، طوری که کسی متوجه نمی‌شد که عرب نیست. فکر می‌کنم یکی از دلایل موفقیت هایش هم در این جبهه سوریه همین تسلطش به زبان عربی بود.

از کی وارد جبهه مقاومت شد؟

از سال ۸۵ که دوره کاردانی اش تمام شد. از همین سال اعلام شد که محور مقاومت به نیرو نیاز دارد؛ آن موقع بحث آمریکا و اشغالگری و مبارزه و …در این عراق مطرح شده بود. همان موقع در این دانشکده ما اعلام شد که هرکسی دوست دارد بخاطر کمک به جبهه مقاومت داوطلب بشود و نکته جالب اینجا بود که مرتضی و همه دوستانش داوطلب شدند طوریکه یک خلائی تا ترم بعد بوجود آمد و مقطع کارشناسی تعطیل شد. مرتضی از همین جا وارد جبهه عملیاتی شد و چون در این مسائل نظامی آموزش دیده بود و علاقه و استعداد ذاتی هم در این این زمینه داشت، در این این محور خیلی زود خودش را نشان داد.

چه مدتی در این منطقه بود؟

خیلی زیاد. کل مدت نظامی‌گری مرتضی از سال ۸۳ تا حالا کلا ۱۳ سال بود که دو سالش را در این دانشکده گذراند و ۱۱سال بقیه را هم در این منطقه بود. در این این مدت هم از نظر نظامی بسیار رشد داشت تا جایی که به یکی از فرمانده های محور مقاومت در این عراق و سوریه تبدیل شد. از یازده سال، حدود ۴ سال را در این عراق فرمانده محور مقاومت بود و فرمانده حیدریون شد. عملیات های زیادی را هم با موفقیت انجام داد. طوری که الان هم همه می گویند که عملیات شکست حصر سامرا به عهده مرتضی بوده است. یعنی حرمین الشریفینی که امروز ما می‌بینیم باقی است به همت مرتضی و دوستانش آزاد شده .حتی در این مراسم شب هفت ایشان، سردار فضلی مهمان ما بودند وقتی عکس مرتضی را دیدند گفتند:« این، همان جوان بود…یادم آمد. وقتی ما رفته بودیم بخاطر شکست حصر سامرا. ایشان عملیاتی را طرح ریزی کردند که همه تعجب کردیم ، این طرح آنقدر هوشمندانه بود که نتیجه هم داد.»

از چه زمانی در این سوریه فعال شد؟

از شش سال پیش که فهمید نهضت مقاومت در این سوریه هم نیاز به کمک دارد به سوریه رفت و فرماندهی محورهای مختلف حیدریون، فاطمیون ، زنبیون را بعهده داشت؛ طوری که در این کل نهضت مقاومت همه ایشان را به عنوان حاج حسین قمی می‌شناختند.

با این اسم مستعار معروف شد؟

بله دشمن هم ایشان را دقیقا با همین اسم می‌شناخت، یعنی داعش، النصره و…وقتی اسم حسین قمی را می‌شنیدند می‌دانستند که در این کدام محور فعالیت دارد و چیزی که باعث شده بود معروف بشود، هم همین بحث عملیات‌های موفقی بود که فرماندهی می‌کرد ، هم رابطه خوبی که با نیروهایش داشت. زندگی مرتضی از نیروهایش جدا نبود. مرتضی خودش را جدا از بقیه نمی‌دانست و همیشه در این خواب و خوراک و رزم و …با آنها بود. بعد از شهادت ایشان یکی از دوستانش به ما گفت که حاج حسین قمی را سوری ها خوب می‌شناسند، بچه‌های سوری، خانواده‌های سوری. یعنی نه فقط نظامی‌ها و نهضت مقاومت بلکه مردم سوریه او را می‌شناختند چون جزو معدود فرمانده‌هایی بود که به این خانواده‌ها سرکشی می‌کرد ، رسیدگی می‌کرد، مشکلات شان را حل می‌کرد. پسر من کل حقوقش را به خانواده های نیازمند سوری می‌داد. می‌گفت تا زمانی که اینجا جنگ است و اینها در این این وضعیت هستند من برخودم حرام می‌دانم حق ماموریتم را سر سفره ام بیاورم و اصلا حقوقی نمی‌گرفت.وقتی هم که ازدواج کرد ، سهم همسرش را از حقوقش جدا کرد و باز بقیه آن را می بخشید.

636411022026735594 - پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش

شما می‌گویید پسرتان هرچه داشته انفاق کرده اما در این مقابل افرادی هم هستند که ادعا می‌کنند، مدافعان حرم که پسر شما هم یکی از آنها بوده، به خاطر پول به سوریه می‌روند،در این جواب این ادعاهای خلاف چه حرفی دارید؟

اینها افراد ناآگاهی هستند، اگر واقعا پول می‌تواند انگیزه باشد، من به آنها می‌گویم بفرمایید شما هم بروید وسط میدان جنگ. می‌گویم که پسر من یازده سال در این جبهه مقاومت حضور داشت، اگر هر سال یک میلیون تومان هم پس انداز می‌‌کرد، باید الان یازده میلیون در این حسابش بود چرا حالاکه شهید شده فقط ۱۰۰ هزار تومان پس انداز دارد؟! مرتضی از مال دنیا هرچه داشت انفاق کرد، در این فیلم‌هایی که از او منتشر شده موتور تریلی سوارش است و در این عملیات ها استفاده می‌کند، با پول خودش خریده بوده چون می‌گفت اگر به این وسیله‌ها در این جنگ آسیبی برسد من مدیون نظام می‌شوم چون مسئولیتش با من است..

در این این یازده سالی که مرتضی در این جبهه مقاومت اسلامی فعالیت داشته، چقدر او را دیدید؟ چقدر در این کنار شما و خانواده اش بود؟

خیلی کم… شاید سرجمع یک سال هم با ما نبود. حتی بعد از ازدواجش یک ماه هم با همسرش زیر یک سقف زندگی نکرد. مرتضی در این این یازده سال شش بار مجروح شد که چهاربار در این حد شهادت بود. دوبار شکمش شکافته شد، یک بار پایش به شدت آسیب دید، یک بار صورتش، دوبار کتفش. دوبار دچار موج گرفتگی شد و ابدا به ما نگفت که مجروح شده. البته من خودم چون در این تشکیلات بودم باخبر می‌شدم. اما مرتضی حرفی به ما نمی‌زد. حتی یک بار وقتی مجروح شده بود فقط یک شب در این بیمارستان دوام آورده بود و بعد با همان وضعیت رفته بود منطقه عملیاتی. من وقتی این را شنیدم گفتم پسر چرا این کار را کردی؟ گفت نمی‌شد من روی تخت بیمارستان باشم و بچه ها در این میدان مبارزه. مگر من فرمانده آنها نبودم؟!

گفتید که حتی بعد از ازدواج هم مرتضی به همان جدیت قبلی در این جبهه مقاومت حضور داشت، چه انگیزه ای او را به این منطقه می‌کشاند؟

بخاطر او هم بحث اعتقادی و دینی مطرح بود هم بحث کمک به مظلومان و هم بحث سیاسی. از نظر اعتقادی مرتضی ارادت زیادی به اهل بیت داشت. به حضرت زهرا(س) علاقه زیادی داشتند …یادم است یک بار به او گفتیم مرتضی یک محرم را پیش ما بمان، این چند روز را با ما بخاطر امام حسین(ع) عزاداری کن. گفت من محرم اینجا باشم و عزاداری بکنم و اهل بیت را آنجا تنها بگذارم؟! درحالیکه می‌توانم آنجا عملا عزاداری بکنم عملا نشان بدهم که اهل بیت تنها نیست. من بی بی زینب (س) را هیچوقت تنها نمی‌گذارم.

از نظر سیاسی چطور؟

اعتقاد مرتضی بر این بود که امینت مرزهای کشور ما از طریق امنیت مرزهای اسلام حفظ می‌شود، مرتضی می‌دانست که هدف داعش نظام ماست ، اینها با نظام ما با دین ما مشکل دارند و باید در این نطفه آنها را خفه کرد و اجازه پیشروی به آنها نداد. این انگیزه به قدری در این مرتضی قوی بود که حتی وقتی شنید که پدر شده باز هم زمان‌ای در این حضور در این سوریه و منطقه عملیاتی شک نکرد. این بار آخری که اعزام می‌شد همسرش باردار بود. وقت اعزام مرتضی هنوز جنسیت بچه مشخص نشده بود، بعد گفتند که بچه دختر است اما مرتضی در این سوریه که بود یک بار که رفته بود حرم حضرت زینب(س) بخاطر زیارت، قرآن را باز کرده بود و به ما گفت که من آیه‌ای را دیدم که اول و آخر آیه اسم علی بود و بقیه کلمه ها مقابلم محو می‌شدند. همانجا به او الهام شد که خداوند یک پسر به او داده و اسمش هم علی است. در این سونوگرافی مجدد دکتر گفت که بچه پسر است. اما مرتضی حتی این بچه را ندید و الان یکی از آرزوهای همسر شهید این است که بعد از به دنیا آمدن فرزندشان، مقام معظم رهبری در این گوش این بچه اذان بگویند و اینطور که به من گفته‌اند ، دیدار خصوصی ما و حضرت آقا را گذاشته‌اند بخاطر بعد از تولد فرزند مرتضی که ما خدمت ولی امرمان برسیم ، عرض ادب و ارادت بکنیم و بگوییم که همگی سرباز رهبر هستیم. همانطور که من هنوز هم سرباز رهبرم، همانطور که مرتضای من بود و علی پسر او هم بعد از به دنیا آمدنش این راه را ادامه می‌دهد.

636411022158772220 - پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش

در این این مدتی که از شهادت پسر شما می گذرد، از رابطه نزدیک سردار قاسم سلیمانی و حاج حسین قمی زیاد شنیده‌ایم؛ این رابطه از سالها حضور فرزند شما دوشادوش سردار سلیمانی حکایت دارد.

بله همین طور است. این رابطه واقعا نزدیک بود. تا جایی که دوستانش گفتند حاج قاسم وقتی خبر شهادت مرتضی را شنید تا صبح نخوابید. بعد از آن هم پیام دادند که ای کاش من شهید می‌شدم. مرتضی می‌ماند. مرتضی آینده سپاه بود. بعدها هم در این دیداری که با همدیگر داشتیم سردار حاج قاسم به خود من گفتند که مرتضی سرمایه سپاه بود، دشمن سرمایه سنگینی را از ما گرفت. ما تا ۲۰ سال دیگر همچون حسین قمی را نمی توانیم تربیت کنیم.

از رشادت های مرتضی حسین پور هم در این این مدت تا اندازه‌ای نقل شده، فیلم‌های زیادی در این فضای مجازی از فرمانده جوان منتشر می‌شود. آن طور که می‌گویند یکی از رشادت ها را ایشان در این همان روز شهادتشان نشان داده و باعث شده اند تا ۱۱ نفر از یارانشان توسط داعش اسیر و شهید نشوند.شما از جزئیات این عملیات خبر دارید؟

بله. این طور که از دوستان و همرزمانش شنیده‌ام مرتضی در این منطقه تدمر سه تا مقر داشت که بخاطر سرکشی به اینها رفته بود و تصمیم گرفته بود که پیش نیروهایش در این این منطقه بماند. نیمه های همان شب ، نیروهای داعش از پایگاه آمریکایی ها بیرون می‌آیند و با پشتیبانی آمریکایی ها با تجهیزات کامل و نیروهای فراوان ، به اینها حمله می‌کنند. حدود ساعت ۳ صبح بوده که حمله شروع می‌شود، داعشی ها در این دو مقر اول که فرعی بودند عملیات انفجاری انجام می‌دهند که این عادت داعش است که بخاطر شکستن خط انفجاری می‌زنند. وقتی مقر اول آسیب می‌بیند ، مرتضی به نیروهایش در این مقر دوم می‌گوید که سریع بکشید عقب و بروید در این خاکریز سوم . در این مقر سوم، مبارزه بین نیروهای نهضت مقاومت و داعش ادامه پیدا می‌کند ، مهمات تمام می‌شود. اما در این تمام این صحنه ها خود مرتضی راسا حضور داشته، آن هم نه به صورت خمیده بلکه با قدوقامتی افراشته. دلیلش هم این بوده که می‌گفته اگر منِ فرمانده زیر باران گلوله خمیده باشم، نیروهایم این را می‌بینند و نمی‌توانم انتظار داشته باشم که بمانند و مبارزه کنند. مرتضی نیروهایش را با درایت به عقب می‌کشد و خودش برمی‌گردد و شروع می‌کند به تیر اندازی به سمت داعشی ها. به شهادت دوستانش مرتضی ۱۲ داعشی را با تک تیر به هلاکت می‌رساند؛ فقط با یک خشاب. همانجا مرتضی به نیروهایش می‌گوید که اینها خیلی تلفات داده اند ، تحمل کنید، تا چند دقیقه دیگر می‌روند. حالا یا تقدیر بوده یا خواست خدا حسین همانجا مجروح می شود. نارنجکی در این نزدیکی او منفجر می‌شود ، ترکش نارنجک به پشتش می‌گیرد. به دستش می‌گیرد،یک تیر هم می‌خورد و با این حالت ۳۵ دقیقه دیگر مبارزه می کند تا اینکه از هوش می رود.

شهید حججی در این کدام مقر بوده؟

در این مقر دوم و طبق شهادت همرزمان مرتضی و همه آنهایی که آن روز در این عملیات حضور داشتند اگر مرتضی آن جا نبود، ۱۱ ایرانی دیگری هم که آنجا حضور داشتند همانند شهید حججی اسیر و شهید میشدند.درحالیکه در این این عملیات فقط سه ایرانی یعنی خود مرتضی ، شهید تاجبخش و شهید حججی به شهادت رسیدند. البته از نیروهای جبهه مقاومت و از بین عراقی‌ها در این همین صحنه مبارزه، ۳۰ عراقی به شهادت رسیدند و مرتضی بعنوان فرمانده حیدریون جان صدها عراقی دیگر را نجات داد.

تسنیم

آخر نوشته/*

733 650 - پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش
733 650 02 - پشت پرده نجات جان ۱۱ ایرانی از دست داعش


منبع:tehrannews.ir
گرداوری :جدید نیوز

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز